مراد على شمس
691
با علامه در الميزان ( فارسى )
اين اجمال تاريخ انسان است كه از آيهء شريفهء « كانَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً . . . » « 1 » استفاده مىشود . « 2 » س 673 - وحدت اديان و اختلاف اديان چگونه قابل توجيه است ؟ ( بحث علمى ) ج - اديان با همهء اختلاف و تشتّتى كه دارند همه انشعاباتى هستند كه از يك دين ريشهدارى كه از فطرت انسانيت ريشه گرفته يعنى از دين توحيد منشعب شدهاند ، زيرا ما اگر به فطرت ساده خود رجوع كنيم يعنى تعصباتى را كه به وراثت از اسلاف يا به سرايت از اقران بر انسان عارض مىشود كنار بگذاريم بدون هيچ ترديدى خواهيم ديد كه اين عالم با اين وحدتى كه در عين كثرت دارد و با اين ارتباطى كه اجزايش در عين تفرقه و تشتّت باهم دارند همه به يك سببى كه ما فوق همه اسباب است منتهى مىشود و آن سبب همان حق تبارك و تعالى است كه خضوع در برابرش واجب و ترتيب روش زندگى بر حسب تدبير و تربيتش لازم است ، اين حكم فطرت ، همان دين مبنى بر توحيد است . جميع اديان و ملل حتى مسلك بتپرستى و مجوسيت هركدام به نحوى از انحا مشتمل بر اين روح زنده هستند و هيچكدام از اين معنا خالى نيستند ، و در اينباره اختلافى در آنها نيست ، تنها اختلاف در تطبيق سنن دينى با اين اصل است ، كه بعضى از راه اصلى و غرض ابتدايى منحرف شده ، و بعضى
--> ( 1 ) . سورهء بقره ، آيهء 213 . ( 2 ) . الميزان ( 40 جلدى ) ؛ ج 3 ، ص 150 .